![]() |
![]() |
|
| ادبی |
|
نام من محمد رضاس منو ايوب صدا نزن ديگه طاقت ندارم خدا ، تو رو خدا نزن حالا كه آخر تلخيامونه خدايي كن ديگه دس به قسمت شيرين ماجرا نزن هفت پشتم به ايوب نمي رسه با ور بكن اين شناسنا مه رو مي بيني تو اين دستا؟، نزن به پرنده هاي اندوهت بگو دس بكشن روسپاه دلخوشيم ديگه از اين سنگا نزن پشت سر لشكر اندوه رو به رو شط سقو ط خيلي دستام خاليه حرفي به جز عصا نزن روحم از نعره ي ابليس داره كم كم تا مي شه با من قاطي خاك حرف فرشته ها نزن من خودم همين جوري تحملم سر اومد تو ديگه شيطانتو واسه م فرشته جا نزن
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم مرداد ۱۳۸۶ساعت 7:58 توسط محمدرضا رستم پور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نویسندگان |
|
محمدرضا رستم پور محمد رضا رستم پور |
|
RSS
|